|
عشق ظلمانی و نورانی
یعقوب قمری شریفآبادی

مقدمه
واژة «عشق» كه در كلمات نوراني عارفان و بيانات معنوي صاحبدلاناستعمال شده و به دو نوع «عشق مجازي» و «عشق حقيقي» تقسيمگرديده، در واقع همان حقيقت حبّ است كه در لسان آیات و روایات، به عنوان «حب شيطاني» و «حب الهي» مطرح شده است.
آدمي، معجوني تركيب يافته از دو بعد جسم و روح ميباشد كه هر كدام را خواسته و خواهشي متفاوت با ديگري است. جسم آدمي همچون زمين حاصلخيز است كه حيات و كمالش وابسته به آبي ميباشد كه از درون زمين ميجوشد. و همانگونه كه سطح زمين توسط آب، جامة سبز و زيبا بر تن نموده، و به جلوههاي رنگارنگ ظاهري آراسته ميشود، بعد جسماني انسان نيز حيات و ارتزاق خويش را بهواسطة آب از مواهب عالم خاك كسب مينمايد. از اينرو، به سوي زيباييها و لذتهاي عالم ملك و در رأس آن جلوهگريهاي دلرباي زن گرايش يافته، برخوردار از حبّ و عشق ظاهري ميگردد.
و اما روح آدمي همانند باد است كه حيات و كمالش را از نور به دست ميآورد و همانطور كه تابش انوار گرمابخش خورشيد، پيوسته موجب ايجاد باد و قوت و كمال آن ميشود، همچنين روح از انوار الهي عالم قدس حيات يافته و از نعيم بهشتي و معارف طيبة رحماني ارتزاق مينمايد و بدين جهت، به لذتها و جلوههاي زيبندة ملكوتي مشتاق بوده، بهرهمند از حبّ و عشق باطني به رخسارة جميل رحيمي ميباشد.
بنابر اين، حبّ و عشق منبعث از وجود آدمي را ميتوان به دوگونة «عشق ظلماني» و «عشق نوراني» تقسيم نمود كه هر يك نتايج و ثمراتي را در پيخواهد داشت. در این نوشتار، به بررسی هر یک از این دو نوع عشق میپردازیم:
اقسام عشق و حب
1. عشق و حب ظلماني: منظور، حبّ نفساني و دلدادگي مجازي نسبت به جمال ظاهري زن، اين محبوبترين جلوة دلرباي هستی است كه به اشارت قرآني «زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَو'اتِ مِنَ النِّساءِ...» تنها وصال جسماني و كامجويي از او، مراد و مطلوب عاشق ملکی ميباشد. اگر امیر مؤمنان(ع) فرموده: «عشق مرضی است که در آن هیچ گونه اجر و پاداشی نیست»، مراد عشق ظلمانی است که آدمي را از انوار هدايتگر الهي محروم ساخته، نتيجه و ثمرهاش، ايجاد فرزنداني است كه ميل و گرايش به جاذبههاي ناسوتي در آنها ايجاد شده و صرفاً استعداد كسب علوم ملكي و بروز اختراعات و اكتشافات دنيوي را دارند؛ در حالي كه سراچة قلبشان از ذكر شفابخش الهي تهي ميباشد؛ چنان كه امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناي چنين عشقي فرمود: «[دلهاي اسير عشق ظلماني] دلهايي است كه از ذكر الهي خالي است و خداوند، محبت غير خودش را به آنها چشانده است».
2.عشق و حب نوراني: مراد، دلباختگي قلبي و حبّ حقيقي به جمال زيباي باطني است كه در ضمير انسان كامل و در پس حجاب جلاليت او نهفته است. چنين عشقي زماني حاصل ميشود كه سالك طريق كمال و جمال مطلق از رهگذر تمسك به عروة وثقاي خضر ولايت، در برابر آتش عشق ظاهري، عارفانه استقامت ورزيده و در پرتو نور شناخت و آگاهي در مقابل جلوهگريهاي زيبارويان عرصة ملك به حفظ و صيانت نفس خويش پرداخته، به بيان نبوي «مَنْ عَشِقَ فَعَفَّ ثُمَّ ماتَ، ماتَ شَهيداً» راه عفت و پاكدامني را چون يوسف صديق(ع) در پيش گرفته، در مقام ابرار، ديدگان ضميرش به زيور شهود مزين ميگردد و اينگونه شعلههاي عشق دروني در حريم دل او افروخته شده، با فنا از ظلمت اغيار به منزلت بقا به وجه جميل مقربين نايل ميشود.
نتيجه و ثمرة عشق نوراني كه در طريق حنيف ابراهيمي و بر اساس ولايت شريف علوي تحقق مييابد، جوشش چشمهسار معارف رحماني، و تجلي معجزات و كرامات عظيم باطني از قلب عاشق دلسوخته و عارف وارستهاي ميباشد كه پيشتر تلالؤ معشوقة رحيمي را در جلوة رحماني ربّ خويش مشاهده نموده، خود نيز از رهگذر عشق به اين تمثال نوراني، مظهر تام جمال رحماني ميشود؛ يگانه عشق و حبي كه به عنوان كيمياي مقدس روح، مسّ وجود آدمي را به گوهر زرين قدسي مبدل میسازد. امام صادق(ع) در اينباره ميفرمايد:
«حبّ الهي هرگاه بر ضمير و سرّ بندة خداوند بتابد، آن را از جميع مشغلهها و همة ذكرها در ظلمت، غير از ذكر الهي، خالي ميكند، و محب (عاشق) خالصترين مردم براي خدا از جهت سرّ و باطن است... پس اگر مردم جايگاه و منزلت او را در نزد خدا بدانند، به سوي خداوند تقرب نميجويند، مگر به واسطة خاك پاي او».
بدين ترتيب، استقامت عارفانة مرد در برابر حرارت پرجاذبة زنان، علاوه بر اينكه موجب ميشود ناخالصيهاي تيرهگون شرك از طلاي وجود مرد زدوده شود، باعث تحكيم اركان خانوادة او و فزوني دلدادگي همسرش كه شاهد چنين ايستادگي و پايداري معنوي است، گشته، تجلي فرزندان پاكطينت رحماني را به دنبال ميآورد. و اينگونه، رهرو دلباختة مقربين به سبب ظهور جمال باطني در آينة طهارت يافتة قلبش، مدارج رشد وتعالي را ميپيمايد و بر عرش والاي رحماني قرار يافته، به مقام رفيع انسان كامل نايل ميگردد؛ وجود كامل و واصلي كه اكسير مقدس عشق نوراني است و جاذبة عشق نفساني زن را در مغناطيس الهي عشق خود تطهير نموده و آن را به عشق پاك نوراني تبديل مينمايد و به سبب شعلههاي عشق باطني كه از وجود قدسياش برميخيزد، ابراهيموار آتش عشق ظاهري را به گلشن عطرآگين عشق باطني مبدل ميسازد.
شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج20، ص260.
الآمالی، شیخ صدوق، ص968، ح3.
مصباح الشریعه، ص192، امام صادق(ع).
کلمات کليدي : عشق نورانی - استاد یعقوب قمری شریف آبادی- عشق ظلمانی |